سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

651

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

وى به رياضتهاى چهل روزه و نيز روزه‌هاى سه‌ماهه و رياضتهاى ديگر موفق شد ، در مجالس عزا روضه‌خوانى مىكرد . بسيار خوش‌بيان بود و در مسجد نواب حامد عليخان سخنرانى مىكرد و در 21 رمضان به فيض‌آباد رفت و مجلس عظيمى بر پا كرد و ازآنجا به اوج شهرت و عزت رسيد و آوازهء او از فيض‌آباد تا جونپور و لكنهو گسترش يافت ، هنگامى كه نواب رامپور استعداد علمى او را مشاهده كرد ، سمت ذىحسابى ايالت را به او واگذار كرد و مدت دوازده سال در اين خدمت باقى ماند ، اما سخنرانيهاى او ادامه داشت و در ضمن طبق دستور نواب به تفسير و ترجمهء قرآن كريم پرداخت و در اين كار مولانا اعجاز حسن بدايونى نيز معاونت داشت . بيمارى و با در رامپور آشكار گشت و شجاع الدوله و آصف الدوله هر دو فرزند مولانا يكى بعد از ديگرى درگذشتند . اين واقعه سلامت افراد را به خطر انداخت و مولانا در هر حال به خدمات دينى و تبليغ ادامه مىداد و به شهرهاى مختلف از قبيل دهلى ، لكنهو و بمبئى سفر مىكرد . در سال 1920 م حدود يك‌صد نفر و در سال بعد به همين تعداد از آغاخانيها را شيعه كرد و مردم بمبئى از وى بسيار قدردانى كردند . او در همان زمان به انجام فريضهء حج موفق شد . سرانجام در 23 سپتامبر 1921 م از شمله به دهلى آمد و در 24 سپتامبر 1921 م درگذشت . درگذشت وى همگان را به سوك نشاند و مجالس عزا و فاتحه‌خوانى برگزار شد و تا مدتها ادامه يافت . مدرسة القرآن دهلى و مقبول المدارس آگره از يادگارهاى اوست . مولوى شيخ محمد على ، مولوى فاضل و ملا فاضل به ذكر مادّه تاريخ وفات او پرداخته است . ماه ربيع الاول بله ، آه شب چارده ، وا حسرتا * مقبول احمد مولوى ، رفته ازين دار فنا در سرزمين هند ، آه شد ماتمش صبح و پگاه * عالم بدويى اشتباه بر وعظ او عالم گواه محنت بسى برد از جهان راحت نديد از اين و آن * اللّه باشد مهربان باشد مقامش در جنان آن آفتاب مؤمنين ، غايب شده زير زمين * پير و جوان اندوهگين ، در پنجه كردندش دفين